ادوارنیوز:(گفتگو: کمال حسینی) در پایان مجموعه گفتگوهایی درباره “سایه حقوق جهانی بشر بر ایران”، این بار با خانم مرضیه مرتاضی لنگرودی به گفتگو نشستیم. ایشان از فعالان حوزه جنبش زنان و عضو هیئت مدیره “انجمن دفاع از حقوق زندانیان” می باشند. همچنین وی از مؤسسان مادران صلح ایران و كمیسیون حقیقت یاب احكام سنگسار در ایران هستند. مرضیه مرتاضی لنگرودی همسر حبیب الله پیمان دبیر كل جنبش مسلمانان مبارز و از چهرههای شاخص ملی – مذهبی است. گفتنی است که، خانم لنگرودی اخیرا در پی حکمی توسط شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب تهران به ۶ ماه زندان و ۱۰ ضربه شلاق که برای مدت دو سال به حالت تعلیق در می آید، محکوم شد. در این گفتگو وی دلیل عدم رشد و نهادینه نشدن موازین حقوق بشری را اینگونه با ما در میان می گذارد: در سرزمين و تاريخ ايران شما حوزه اي را پيدا نمي كنيد كه ردپا و اثري از “قدرت” و جباريت سياسي نداشته باشد. این فعال زن مانع اصلی اجراي مفاد اعلاميه جهاني حقوق بشر در ايران را “بشر” نشدن انسان ها می داند. لنگرودی در همین رابطه افزود: براي بشر شدن بايد بتوانيم به يكديگر اعتماد كنيم. فضاي اجتماعي و محيطي كه در آن به سر مي بريم امن و صلح آميز باشد و روابط بين انسان ها و نظم حاكم عادلانه و عاري از تبعيض باشد. ادامه گفتگو ی ما را با ایشان بخوانید.
سوال: حقوق بشر در ايران دارای چه سابقه ای است؟
پاسخ: از آنجا كه تاريخ و تمدن ایران يكي از قديمي ترين تاريخ و تمدن هاي بشري است، پيدا كردن تاريخچه كشف و شروع پديده ها يا مفاهيم بشري در گستره ی تاريخ ايران كار غير ممكني نيست. در زمينه تاريخچه حقوق بشر در ايران، رايج است كه مي گويند اولين اعلاميه حقوق بشر توسط كوروش پادشاه هخامنشي، در 2500 سال پيش در ايران به هنگام فتح بابل صادر شده است و از آنجا كه ايرانيان ملتي قوم مدارند به خود مي بالند كه در كشف يا ابداع بسياري مفاهيم بشري اولين يا جزو اولين ها بوده اند. آنچه شيريني اين قوم مداري و بالندگي و غرور ناشي از داشتن تاريخي سرشار از حماسه را به كام ما تلخ ميكند اين است كه با وجودي كه اولين ملتي بوديم كه حقوق بشر داشته ايم، اما آن را از دست داده ایم.
سوال: چرا وضعمان اين طور شد؟
پاسخ: ببینید، در سرزمين و تاريخ ايران شما حوزه اي را پيدا نمي كنيد كه ردپا و اثري از “قدرت” و جباريت سياسي نداشته باشد. منشور كوروش از نظر موضوع عليرغم فراميني كه در باب حقوق اجتماعي و آزادي داشتن و انتخاب دين دارد و بسياري از حقوقدانان هم آن را اولين منشور آزادي در جهان خطاب كرده و خوانده اند، ولی من فكر مي كنم اين منشور ماهيتا با منشور جهاني حقوق بشر منتشر شده در 10 دسامبر 1948 متفاوت است (هرچند اشتراكاتي هم به چشم مي خورد)، زيرا زمان هاي متفاوت و نيازهاي متفاوت سبب نوشتن هر كدام از دو منشور شده است. به گفته استاد ناصر كاتوزيان؛ “مساله كرامت انساني از سه قرن پيش شكل ديگري به خود گرفت و وارد زندگي اجتماعي انسان شد”.
سوال: شما چه درکی از سخن استاد کاتوزیان دارید؟
پاسخ: آنچه من از صحبت استاد درک می کنم اومانيسم و اصالت گرايي انساني است كه بعد از رنسانس و بخصوص پس از انقلاب صنعتي بطور جدي از حوزه ذهنيت آدمي وارد زندگي روزمره و عيني حيات انسان شد. بحث حقوق بشر به شكلي كه امروز در جهان مطرح است، بحث جديدي است و از تحولات عميق روابط بين مردم و حاكمان بعد از رنسانس كه از شكل ارباب رعيتي به صورت ملت – دولت درآمده است ناشي مي شود.
سوال: خانم لنگرودی، منشور حقوق بشر در چه شرایطی تدوین شد؟
پاسخ: منشور اعلاميه جهاني حقوق بشر منتشر شده در سال 1948 منشوري است كه پس از پايان يافتن جنگ جهاني دوم (که در آن جان ميليونها نفر از انسان ها را كباب كردند و بيشمار منابع طبيعي روي كره زمين را نابود كرده و به باد فنا دادند) و به منظور محدود كردن ديكتاتوري دولت هايي كه تن به دموكراسي حداقلي سپرده و از طريق آراي مردم به حكومت رسيده بودند وضع گرديد. اين منشور، اعلاميه ای حداقلي براي دفاع از حقوق شهروندي در برابر قدرت دولت بود. در منشور اوليه؛ حقوق زنان، حقوق طبقات فرودست و حقوق كودكان لحاظ نشده بود كه به تدريج از طريق كنوانسيون هاي لغو شكنجه و حمايت از كودكان و لغو تمام اشكال تبعيض در خصوص زنان به اين حقوق عنايت شد. جلب توجه قدرتمندان به حقوق زنان، كودكان و اقشار فرودست بيشتر از طريق جنبش هاي اجتماعي و اعتراضات گسترده روشنفكري انجام گرفت. نكته جالب توجه اين است وقتي حقوق و منشورهاي دفاعي از حقوق بشر توسط فاتحان جنگ ها نوشته مي شود، در بهترين شكل نگاه به حفظ قدرت از طريق ايجاد نظم و رعايت يكسري قوانين دارد.
سوال: از این لحاظ منشور حقوق بشر کوروش و منشور اولیه حقوق بشر جهانی منتشر شده در سال 1948 اهداف مشترکی را دنبال کرده اند، اینطور نیست؟
پاسخ: درست است، این دو از اين جهت شباهت هايي با يكديگر دارند. حسن تدوين چنين منشورهايي در اين است كه مردم را متوجه حقوق طبيعي و اوليه خود مي كند زيرا بسياري از مردم و در واقع اكثريت مردم (بخصوص در كشورهاي توسعه نيافته) با حقوق خود و قوانين آشنايي ندارند و از قانون مي ترسند زيرا آن را نمي شناسند. جهل و ترس از حقوق و قوانين، از “بشر” شدن انسانها جلوگيري مي كند و موجب تضیيع هميشگي حقوق انسان ها مي شود. راههاي فرار و دور زدن از قوانين هميشه در برابر ثروتمندان و قدرتمندان گشوده و باز است.
سوال: با این شرایط، بفرمایید که موانع اجراي حقوق بشر در ايران معاصر چه عوملی بوده اند؟
پاسخ: به نظر من عمده ترين مانع اجراي مفاد اعلاميه جهاني حقوق بشر مانع، “بشر” نشدن است. جهل، ترس، بي اعتمادي، نا امني، فقر، جباريت، نابرابري هاي گسترده اجتماعي و … باعث شده مردم، بصورت جزاير پراكنده و توده اي بي شكل از خواسته ها و آروزها و تمايلات غريزي و اجتماعي در آيند و نتوانند بين حقوق طبيعي و فردي و حقوق اجتماعي و بشري خويش نسبت و رابطه منطقي و عقلاني برقرار کنند. “بشر” شدن نياز به شناخت و آگاهي از نقش و جايگاه انساني خويش در اجتماع و پيوند آگاهانه با ديگر نقوش و جايگاه هاي اجتماعي دارد.
سوال: خب شرایط “بشر شدن” چیست؟
پاسخ: براي بشر شدن بايد بتوانيم به يكديگر اعتماد كنيم. فضاي اجتماعي و محيطي كه در آن به سر مي بريم امن و صلح آميز باشد و روابط بين انسان ها و نظم حاكم عادلانه و عاري از تبعيض باشد.
سوال: اگر ممکن است در این مورد بیشتر توضیح دهید؟
پاسخ: ببینید، امروزه در ايران ما شاهد بي اعتمادي گسترده در چهار سطح كه كليه ابعاد زندگي انسان ها را در بر مي گيرد هستيم:
1. بي اعتمادي دولت به مردم؛ اين بي اعتمادي سبب می شود كه دولت براي برقراري نظم دلخواه و مطلوب خويش در تمام امور و حوزه هاي خصوصي مردم دخالت كند و آنها را مرجع صالحي براي تشخيص مصالح خود نداند. انواع و اقسام نظارتهاي استصوابي و گزينش ها و فيلترها را براي عبور نكردن از مرحله توده اي بي شكل به مردم سازمان يافته به عمل مي آورد. اين بي اعتمادي در جامعه پدرسالار ايران نسبت به زنان بيشتر است.
2. بي اعتمادي مردم به دولت؛ اين بي اعتمادي به سبب دخالت هاي دولت در زندگي مردم و كنترل بيش از حد مردم پديد مي آيد و موجب مقاومت در برابر خواسته هاي دولت و قوانين و لوايحي مي شود كه دولت در غياب مردم براي كنترل بيشتر آنها وضع مي كند.
3. بي اعتمادي دولت ها به يكديگر؛ اين نوع بي اعتمادي باعث شده كه هر دولتي روي كار مي آيد در سطح وسيعي شروع به تخريب دولت قبلي مي كند و دولت قبلي را نادان و بي مسئوليت و بسياري اتهامات ديگر بزند و سعی كند تا سارختارهاي اجتماعي را از مديران و تصميم گيران دولت قبلي كاملا پاك كند. به اين ترتيب نه تنها نوعي ريخت و پاش و دوباره كاري و هزينه هاي اضافي را بر سيستم تحميل مي شود كه انتخاب و آراي مردم در انتخاب دولت قبلي را زير سوال مي رود. بنابراین بي اعتمادي بين دولتها سبب گسترش بي اعتمادي و سوء استفاده در مردم مي شود. مردم با ديدن و شنيدن بدگويي دولتها از يكديگر ضمن اينكه براي هيچكدام از آنها اعتبار قائل نمي شوند براي در امان ماندن از آفاتي كه طرفداري و همراهي دولتهاي قبلي ايجاد مي كند، خود را از همكاري و مشاركت با دولت عملا كنار مي كشند و فرصت طلبي و پنهانكاري بر روابط مردم حاكم مي شود كه مانع اعتماد مردم به مردم، مردم به دولت و عكس آن مي شود.
4. بي اعتمادي مردم به مردم؛ كه به سبب بي اعتمادي در سه وجه ديگر حاكم مي شود. فضاي امنيتي كه دولت در رابطه با مردم ايجاد مي كند بين مردم به جاي احساس احترام و علاقه، احساس ترس و بي اعتمادي ايجاد مي كند، همچنين نابرابري های طبقاتي و حقوقي در دامن زدن به بي اعتمادي و گسترش آن بين مردم نقش عمده اي ايفا مي كند و اجازه “بشر” شدن را نمي دهد.
سوال: بر می گردم به سوال قبلی و اینکه شرایط گذار به “بشر شدن” چیست؟
پاسخ: براي بشر شدن تمركز و توافق روي حقوق و مصالح جمعي ملت و همبستگي ملي لازم است. جنبش هاي اجتماعي مي توانند فرصت “بشر” شدن را براي فعالان خود و ساير مردم ايجاد كنند. جنبش هايي مثل جنبش دانشجويي، جنبش قومي، جنبش زنان، كارگران و …. اگر به واقع روي تحقق جامعه مدني متمركز شوند و فرصت توافق حداكثري روي خواسته هاي حداقلي خود را بوجود آورند، مي توانند موقعيت و شرايط و در نتيجه تجارب مشترك پيدا كنند.
سوال: به نظر شما با عبور از مرحله “بشر شدن”، اجراي حقوق بشر در ايران محقق می شود؟
پاسخ: شک نکنید، در پرتو كار و تجربه مشترك خرد و فهم مشتركي ايجاد مي شود كه توافق روي راهكارهاي برون رفت از زندگي¬اي توده اي را بيشتر مي كند. آنگاه روياي “بشر” شدن و اجرای حقوق بشر رويايي دست نيافتني به نظر نمي رسد. براي نيل به حقوق بشر، لازم است فرآيند “بشر” شدن طي شود.
با سپاس از اینکه وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.


