آموزش :پوپولیسم ایرانی

پوپولیسم اخیرا به اصطلاحی بسیار رایج در فرهنگ سیاسی ایران تبدیل شده است اما کمتر میتواند از مباحث جدی و کاربردی در مورد آن اثری جست. هر چند مفهوم پوپولیسم ساده و روشن می نماید ولی منتقدین غالبا تعریفی از رفتار پوپولیستی ندارند و یا قادر نیستند سرچشمه رفتار پوپولیستی را معرفی کنند. پوپولیسم سیاسی و اقتصادی دارای رابطه نزدیکی با رفتار هیجانی و عاطفی(Emotional)، جامعه توده وار است و بنابراین رفتار پوپولیستی با عقلانیت جمعی به معنی اخص آن توصیف نمی شود. عقلانیت در اینجا به معنی پذیرش رابطه منطقی میان مقدمه و ذی المقدمه و نتیجه یا رابطه معقول میان رفتار معین با پیامدها و لوازم آن در زمان و فضای معین است. رهبران گرایش های پوپولیستی هر چند خود برآمده از یک نظام سیاسی معین هستند اما معمولا در چهره منتقدین نظام حاکم و همزمان طرفدار گروهای ستم زده ظاهر شده و بر راه حلهای سریع و ساده برای مشکلات مزمن و بزرگ تاکید دارند. چنین رهبرانی که موقعیت خود را غالبا مرهون فساد مدیریت و نابرابری توزیع قدرت، منزلت اجتماعی و ثروت هستند، تلاش میکنند تا با سوار شدن بر امواج اعتراضی رهبری هیجانی توده های ایی که عمدتا سازمان نیافته هستند، را به دست بگیرند. دشمن تراشی کاذب و ارجاع مشکلات ساختاری به دشمنان بیرونی یا برخی از گروهای اجتماعی مانند خلافکاران یا برخی از اقلیت ها از راهکارهای جریانهای پوپولیستی برای جلب حمایت و یا بسیج نیرو است. خوان پرون(Juan Perón) و جتلیو واریاس (Getulio Vargas) از نمونه های بارز پوپولیسم در امریکای جنوبی به شمار می آیند. دم دمی مزاجی رهبران پوپولیستی و ابن الوقتی آنها بی ارتباط با خاستگاه طبقاتی و خرده فرهنگی که آنها نمایندگی می کنند، نیست. این فرهنگ دارای سازگاری غیر قابل انکاری با نفوذ مذهب محافظه کار سنتی در میان عوام است. نمونه های امریکای لاتینی، افریقائی و خاورمیانه ایی پوپولیسم، که خواستگاه اجتماعی آنها فرهنگ محافظه کار مذهبی است، شباهت غیر قابل انکاری با یکدیگر دارند.

رژیمهای در حال گذار جهان سومی استعداد بیشتری برای نشان دادن پوپولیسم سیاسی و اقتصادی نشان میدهند. این البته چندان عجیب به نظر نمی رسد. عوامل چندی در این امر دخالت دارد:
-توسعه نیافتگی و همزمان طرح آرزوی توسعه سریع به عنوان یک آرمان مشروعیت ساز
- نبود پلورالیسم سیاسی در چارچوب نظام دمکراتیک قوام یافته و رقابتی
- تمرکز اقتصادی و سیاسی
- وجود بیسوادی یا آموزش نیافتگی گسترده در میان جمعیت
- دستگاه اداری ضعیف و آلوده به فساد مدیریت، عدم استقلال دستگاه اداری از دولت
-ناکارائی نهادهای نظارتی و یا عدم استقلال آنها از نهاد قدرت
- نبود یا محدودیت نهادهای مدنی و مستقل از حکومت
- نبود یا محدودیت رسانه های مستقل از حکومت
- غلبه فرهنگ مذهب سنتی با مولفه های کیش شخصیت ، قدرگرائی و گریز از ارزشهای مدرن

به زبان دیگر پوپولیسم را نمی توان تنها با مولفه های فردی توضیح داد. هر چند ویژگیهای فردی و شخصی سیاست ورزان در پیدایش پوپولیسم سیاسی بی اثر هم نیست. اما سیاست ورزان پوپولیست محصول یک زمینه اجتماعی عوام زده و همچنین دستگاه سیاسی است هستند که میدان مانور را برای آنها فراهم میکند. با توضیحی که آمد میتوان ادعا کرد که پوپولیسم دارای رابطه معکوس با سطح سرمایه اجتماعی(Social capital)، سرمایه نهادی(Institutional capital) و انسانی(Human capital) به معنی مدرن کلمه هر جامعه است. یعنی با گسترش جامعه مدنی مستقل از دولت و همزمان توسعه شبکه روابط اجتماعی و سازمان یافتگی آنها و همچنین بالارفتن سطح آموزش، شانس پوپولیسم برای دستیابی به قدرت کم میشود. پوپولیسم پدیده ایی نسبی است که در عرصه های گوناگون جوامع توسعه نیافته کم یا بیش ظاهر میشود. توسعه سیاسی ساختاری در عرصه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی پیش شرط لازم افول پوپولیسم است. توسعه پایا و موزون و همزمان افزایش مشارکت عمومی در توزیع قدرت از دیگر شرطهایی است که میتواند مقاومت جامعه را در مقابل پیدایش پوپولیسم افزایش دهد. مقایسه تحولات جوامع پیشرفته اروپائی با جوامعی همچون جوامع توسعه نیافته نشان میدهد که پوپولیسم جوامع توسعه نیافته کمتر ظهور میکند و در صورت پیدایش دارای دوره زندگی(Life cycle) کوتاه تری است. در صورتی که جریانهای پوپولیستی مدت زیادی در قدرت بمانند، خود به جزئی از بدنه قدرت حاکم بدل میشوند. نمونه پوپولیسم ایرانی که ترکیبی است از هیجان زدگی، خودشیفتگی، عوام گرائی، عظمت طلبی، ساده انگاری، محافظه کاری مذهبی دربرگیرنده تجربه بسیار آموزنده از جریان پوپولیستی است. نارسیسم(1) رهبران پوپولیستی آنها را به نوعی پارانویای توهم توطئه می کشاند. لذا در پس هر حرکتی نوعی توطئه براندازی را احساس میکنند. این پوپولیسم ویترینی است از اوهام و تمنیات سرکوب شده ایی است که به گمان رهبران آن میتواند نیروهای اجتماعی را حول آن بسیج کند تا تسلط خود بر قدرت را تداوم بخشد. جریان پوپولیستی که جزئی از نظام مسلط است، همزمان تمایل دارد نقش اپوزیسون را هم بازی کند! افزودن انتقادهای مخالفین در ویترین تبلیغاتی پوپولیسم اما رفتار نارسیستی این جریان را بیشتر آشکار میکند. جریان نوپوپولیستی حاکم بر ایران هرچند جلوه بارز پوپولیسم ایرانی دهه 80 خورشیدی است، اما به آن محدود نمی شود. جریانهای دیگری که در عرصه سیاست رسمی ایران فعال هستند، کم یا بیش از این فرهنگ بهره میبرند. مشکل فرهنگ پوپولیسم ایرانی فراگیر و تاریخی است. لذا صرف خودآگاهی و یا نقد آن برای گذر از این فرهنگ کافی نیست. دگرگونی ساختاری شرط دگرگونی ساختاری شرط گذر از بحران پوپولیسم است.

به نقل از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

1-کلمه نارسیسم دارای خاستگاه یونانی است و از اسطوره ی کهن گرفته شده است . بر اساس اسطورهای کهن نارسیس فرد جوان بسیار خوش قیافه ای بوده است و زمانی که چهره خود را در برکه آب دید ، عاشق خود شد. او به قصد در آغوش آغوش کشیدن خود به درون آب می‌پرد و غرق می‌شود. خدایان به‌خاطر این ناکامی وی را به گلِ نرگس (نارسیسیوم) تبدیل می‌کنند تا همواره بر لب آب بروید و خود را نظاره کند.

-بیماری توهم یا پارانویا، در تعریف عام آن، حالتی است که شخص در آن با اهمیت فوق العاده و خارج از اندازه‌ای که به سلامت جانی و مالی خود می‌دهد، خود را شکنجه می‌دهند. این گونه از افراد مدام در این فکر هستند که عواملی انسانی، طبیعی یا ماورا طبیعی خودشان، دارایی و افراد خانواده شان را تهدید می‌کنند و همه، در فکر توطئه چینی بر ضد آنها هستند.

يك پاسخ برايش بگذاريد