آموزش :جامعه مدنی و دموکراسی

جامعه مدنی از مفاهیمی است که بیش از 20 قرن در حیات سیاسی، اجتماعی انسان دارای نقش و کارکرد بوده و بر مبنای زمان و مکان، هویت و حقیقتی متفاوت یافته است، اما هنوز به طور کامل و جامع تعریف واحدی از آن نشده است و ملت ها و دولت ها، مصداق های عینی متفاوتی از آن به جای گذاشته اند.

جامعه مدنی، حقیقت و واقعیتی دارد و دارای اصول، پیش شرط ها و ارکانی است که آن را از اسطوره ، یوتوپیا و آرمان ها جدا کرده است. البته ممکن است در برخی ملل و جوامع، این مفهوم به یک آرمان تبدیل شود، اما باید بدانیم که جامعه مدنی در جوامع مختلف تجلی یافته و آرمان سازی این مبنا و مفهوم باعث می شود که تلقی ها و خواست های انسان از حقیقت فراتر رود و تبدیل به آرمانی دست نیافتنی گردد. پس باید توجه کرد که جامعه مدنی به وجود آمدنی است.

برای درک بهتر و صریح تر به ارائه 4 تعریف از جامعه مدنی می پردازیم.

الف)- جامعه مدنی حوزه ای عمومی میان دولت و شهروندان و همچنین عرصه اعمال قدرت به وسیله شهروندان می باشد و این دو قطب (دولت و جامعه) را قاعده و قانون تعیین می کند و هر فرد در جامعه به شرط حفظ حقوقش، امتیازات خود را به فرد یا گروه دیگری تفویض می کند.

ب)- جامعه مدنی حائل بین چهار بخش اصل جامعه کل (اقتصاد، سیاست، فرهنگ و اجتماع) است که در آن احزاب و گروه ها نقش محوری را در ابعاد سیاسی، اجتماعی و غیره ایفا می کنند.

ج)- جامعه مدنی از محقق بودن و اختیار مردم آغاز می شود و با تفکیک قوا صورت می گیرد و سپس با کثرت گرایی در آمیخته می شود.

د)- جامعه مدنی مجموعه ای از نهادهای فعال و تشکل های صنفی، اجتماعی و سیاسی قانونمند و مستقل است که دیدگاه های اجزا و جامعه به نظام سیاسی حاکم و واسطه بین دولت و مردم است. این نهادها ضامن نهادینه کردن و بسط مشارکت مردمی می باشند که در مهار قدرت خودکامه نقش اساسی را ایفا می کنند.

اصولا جامعه مدنی به عنوان یک ایدئولوژی است که بر این اساس جامعه مدنی از حالت فرهنگ خارج شده و با الزامات و ارکانی که دارد به افراد جامعه آرمان و هدف و جهت موردنظر را الهام می کند و این طور القا می نماید که پیشرفت جوامع در گرو تحقق ایده های جامعه مدنی است.

از اساسی ترین زمینه های تحقق جامعه مدنی، بسط و توسعه دموکراسی و مردم سالاری در جامعه است و اولین مفهوم مطرح شده در دموکراسی (منشا مشروعیت حکومت) می باشد که در ایده دموکراسی، این منشا مردم است که به حکومت یا حاکمانی مشروعیت می بخشد.

اما حقیقت دموکراسی چیست؟ دموکراسی با مردم گرایی یا (populism) که خواست مردم را عین حق می داند ولی برخلاف این خواست، نیاز خود را تشخیص می دهد و همچنین با مردم فریبی (Demagogism) که بر مبنای آن از احساسات و تعصبات عامه مردم سوءاستفاده می شود و یا با (Elitism) که همان مردم سالاری نخبگان بوده متمایز است.

در واقع دموکراسی یعنی هرچه مردم نظر دهند، همان می شود و یا به عبارت دیگر به حقیقت رای و نظر اکثر مردم منشا مشروعیت قانون و حکومت باشد.

از آنجا که دموکراسی از واژه demokratia یونانی گرفته است، که خود ترکیبی از demos به معنی مردم و kratein یعنی حکومت کردن است؛ به این ترتیب، دموکراسی یعنی حکومت به وسیله مردم.

بنابراین پیش شرط های دموکراسی عبارتند از؛ الف)- شرط مادی، یعنی شرایط جغرافیایی و ترتیبات اقتصادی ب)- شرط قانونی اساسی، یعنی سازواره حقوقی از جمله تشکیل آزادانه اجتماعات و انتقاد از نخبگان سیاسی و آزادی فکر و انتشار آن ج)- شرایط فکری، که به استعداد شهروندان برای استفاده از داده ها و نحوه استفاده از آنها برای اجرای وظایف دموکراتیک خودشان برمی گردد. د)- شرایط روانشناختی، یعنی ویژگی های ساختی روانی و مسائل از جمله لزوم تجربه اندیشی شهروندان با میل مصالحه و با فرض احتمال استفاده در عقاید جزمی و … و سرانجام هـ)- شرایط حفاظتی دموکراسی، که شامل قابلیت های دفاع از خود در برابر فساد داخلی یا تهاجم خارجی است.

در بین کشورهای جهان سوم، کشورهای آمریکای لاتین پیش از همه به سوی دموکراسی گرایش پیدا کردند. در کشورهایی که در این منطقه نظام های دموکراتیک پیدا کرده اند در سده نوزدهم نوعی (دموکراسی الیگارشیک) اولیه یا دموکراسی در بین نخبگان حاکم یا (الیگارشی رقابتی) پیدا شده بود (این کشورها شیلی، آرژانتین، اروگوئه، کاستاریکا، جمهوری دومینیکن، کلمبیا و ونزوئلا هستند). پیدایش دموکراسی نخبگان و یا الیگارشی رقابتی به عنوان نقطه آغاز دموکراسی بعدها زمینه را برای گسترش دامنه رقابت و مشارکت در قرن بیستم فراهم آورده، کشورهای دیگر آمریکای لاتین که توفیق کمتری در گذر به دموکراسی داشته اند آنهایی بوده اند که در طی قرن نوزدهم نتوانستند به نوعی دموکراسی الیگارشیک و یا همان الیگارشی انتخابی دست یابند.

طبعا دموکراسی اولیه نخبگان کاستی ها و نارسایی های بسیاری داشت لیکن تجربه اولیه ای را تشکیل می داد که در درون آن نهادها و رویه های دموکراتیک در زمینه رقابت و مشارکت و انتخابات قابل توسعه بود، در دوره های بعد رقابت و مشارکت از حدود حلقه محدود نخبگان فراتر رفت و گروه ها و طبقات گوناگون جامعه را در برگرفت و همان دموکراسی های الیگارشیک اولیه زمینه پیدایش احزاب سیاسی و نهادهای دموکراتیک و فرهنگ سیاسی دموکراسی را فراهم آوردند. بدین سان ، گذار به دموکراسی فرآیندی تدریجی و طولانی بود که در طی زمان، انبساط بیشتری پیدا کرد و بدون آنکه منافع توده ای را در قالب نهادهای دموکراتیک ترویج کرد. از این رو نقش اولیه نخبگان حاکم حتی در ایجاد الیگارشی رقابتی نقشی بنیانگذارانه و از لحاظ تاریخی تعیین کننده بوده است.

گسترش دامنه دموکراسی در مراحل تاریخی بعد از این دیدگاه صرفا تکمیل حرکت اولیه به به شمار می رود. یکی از مهمترین عوامل تاریخی در پیدایش دموکراسی، شیوه واکنش نخبگان و واکنش های مساعد اولیه بود که زمینه رشد دموکراسی را فراهم ساخت؛ اما واکنش هایی نامساعد موجب افراطی و چند قطبی شدن زندگی سیاسی شد. در مکزیک گروه های حاکم به جای ایجاد نهادها وابسته از بالا دست زدند و رژیم غیردموکراتیک با ثبات و سرکوبگری ایجاد کردند.

در آرژانتین نخبگان حاکم از فشارهای اجتماعی برای مشارکت و رقابت هر اسیدند و سیاست های سلطه و سرکوب پیشه کردند. شواهد مربوط به آمریکای لاتین نشان می دهد که از نظر تاریخی گرایش نخبگان حاکم به مشارکت پذیری و رقابت پذیری به عنوان فرهنگ دموکراتیک مقدم بر گسترش ارزش های دموکراتیک در بین عامه مردم بود، و گرایش نخبگان و گروه های حاکم به فرهنگ دموکراتیک نیز نتیجه محاسبه عقلانی و عمل گرایانه آن گروه ها بود که ایجاد نهادهای نمایندگی و رقابت را به سود خود می دانستند. پس تصور وجود فرهنگ و ارزش های دموکراتیک به عنوان مقوله ای پیشینی یا انسان شناسانه و مردم شناسانه تصور بی بنیادی است و همه فرهنگ های سنتی به درجات مختلف اقتدارگرا و غیردموکراتیک بودند. لذا فرهنگ دموکراسی به عنوان پدیده ای مدرن فرآورده مبارزات و کشمکش گروه های اجتماعی و سیاسی بوده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.